►► هایکو ◄◄
هايكوي مختصريست خانه ام ؛ با مضمونی برجسته : تنهایی
تا حدودی سرد تا حدودی درد لحظههای تا حدودم را تا حدود آفتاب صبح راهی کن! از چند بهار تا چند بهار . . . تکرار کنم بهانۀ بودن را؟ ابر، بارانی به تن کرده است میرود و از جیبهایش شعر میریزد. تو اکسیژن آبهایی: به چشمان من اشک و آن سویِ این شیشه بارانِ نم نم. ابرها هم دلشان تنگِ تو بود بر سرِ شهر دل از گریه نکندند هنوز. باد دنبال چه میگردد در جملههای علف؟ به یاد آوردنت هر روز درد آور ترین شکل فراموشی است. حال زمین بد است وقتی که ابر هم همدست پلک توست. برگ ریز است دلم باد میآید و احوال خیابان مرا میپرسد. باران که میبارد غم با دلم اهلی است. تو رفتی بخوابی و من ماندم و خوابهایی معطل؛ دلی دست دوم غمی دست اوّل . . . بی اذن میرسند کل قرارهای مرا لغو میکنند؛ باران و شعر. چراغ کم دارم مرا به پیرهن آفتاب دعوت کن. قلبت را می شکنم پرنده اي که در آن دور نغمه مي خواند شبيه نام تو آبي است. فرق پرواز یک بادبادک با پلاستیک بر باد رفته: اهتزاز من و تو. همه با من همراهند جز آرامش که چشم به راه توست تا همراهم شود رنگ مدادم را از چشمهایت وام میگیرم. در دفتر نقاشیام خورشید دارد خواب میبیند. بیا مکتوب کن در من صدای نم نم خود را دل از باران نخواهم کند به باران بهاری اقتدا کردن کدام اسیر بودیم من یا آسمان؟ . . . سیم های خاردار زمين بوي تعفن مي دهد آجيل ها و تقويم روز دوم هم میگذرد بر دریای آسمان موج های ابر و کشتی ماه میراند . . . تا پنهان شود در جنگل ستاره ها رویای بهاری می دید پلک هایش خیس شد باید استفاده بهینه کرد از دل عشق کجاست؟ لبخند می زند گیلاس به چشمانت دستانت کو؟ بچین!

چون کلیدش را گم کرده ام
و در هر بارشی
از یک غبار کهنه دل کندن
کلید آسمان این است
كجا پهن كنم
سجاده ام را
؟
به بهار گواهي مي دهند
اما در اين ميان
تكليف بخاري روشن نيست!
دو چروک
بر پیشانی سال جدید
| Design By : Night Skin |



